سلام . پست جديدي که مي خوام بذارم يه شعره . مي دونيد چيه من تو اين يکي دو سال خيلي از کاراي شعراي معاصر رو خوندم و البته از خيلي از اونها هم لذت بردم . ولي واقعا يک شاعر بود که کارهاش ديوانه کننداس.
امروز يه شعر ازايشون براتون گذاشتم . اگه لذت بردين حتما برين کتاباشو بخرين . فعلا دو تا کتاب شعر هم بيشتر نداره . گريه هاي امپراطور و اقليت .( اگه پول نداشتيد حداقل گريه هاي امپراطور رو بخريد
) راستي اسم شاعر يادم رفت : فاضل نظري
ماه
نيستي کم! نه آينه نه حتي از ماه
که ز ديدار تو ديوانه ترم تا از ماه
من محال است به ديدار تو قانع باشم
کي پلنگي شده راضي به تماشا از ماه
به تمناي تو دريا شده ام ! گر چه يکي ست
سهم يک کاسه آب و دل دريا از ماه
گفتم اين غم به خداوند بگويم ، ديدم
که خداوند جدا کرده زمين را از ماه
صحبتي نيست! اگر هم گله اي هست از اوست
مي توانيم برنجيم مگر ما از ماه !
